تبلیغات
تبادل نظر - حرفای فرازندگی

حرفای فرازندگی

تاریخ:پنجشنبه 24 تیر 1395-04:02 ق.ظ


خیلی از سوال های زمان بچگی ی ما جواب های راحتی داشتند که بزرگترهای دین ما بیشتر به دلیل بی سوادی از جواب دادن به آنها طفره می رفتند و سوال و فکر درباره ی اون سوالها رو رسیدن به گمراهی می دانستند!

یکی از سوال هایی که برای خیلی از ماها بوجود می آمد این بود که خدا از چه زمانی بوجود آمد؟ جواب این سوال می تونست این باشه که خود زمان یه چیزی ی که آفریده شده برای ما؛ یعنی زمان از وقتی انسان آفریده شد بوجود آمد و قبل از آن چیزی به نام زمان و مکان وجود نداشت؛ به همین دلیل نمی تونیم برای خدا زمان و مکان تعیین کنیم؛ چون زمان و مکان آفریده شده هایی هستن که مقدمات زندگی ی جسمی رو برای انسان فراهم می کنند.

یکی از ترس هایی که خیلی از ماها داریم اینه که قیامت انسان ها تنها میشن و هر کسی فقط به فکر خودشه؛ چون ما از موجودیتی که داریم (یکیش اجتماعی بودنه) به موجودیت دیگه ای میریم و این موجودیت طبق وعده  ی خدا اینه که ما به سوی او و سرشت خودمون که از خداست بر می گردیم پس تنهایی ی قیامت اصلا نمی تونه آزار دهنده باشه و ما فقط به سرشت خودمون برمی گردیم..

خیلی از لذت های ما آفریده شدن برای دنیا و با از دنیا رفتن؛ اونها هم از بین می رن..



نوع مطلب : خود نوشت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Only
چهارشنبه 2 اسفند 1396 07:01 ب.ظ
ما تو روز قیامت هم که به سرشت خودمون بر گردیم که درست
اما بازم ترس اوره ...
و دلهره داره
پاسخ سیدمرتضی قاضوی : راهی که همه میرن و باید رفت، دلهره نداره..
خیلی چیزا رو بیخودی برای خودمون بزرگ و ترسناک کردیم در حالیکه لذتبخش و رو به جلوست..
مجید خادم
شنبه 16 مرداد 1395 12:24 ق.ظ
سلام آقا مرتضای عزیز

ممنونم از اینکه به " روزگار ما " سری زدی؛
پاسخت رو نوشتم .

مطلب اخیرت رو هم خوندم؛ قابل تأمله؛ نه فقط برای بچه‌های خردسال ... که شاید برای من بزرگسال هم گاهی دغدغه بشه و اسباب تأمل !

امیدوارم دست‌نوشته‌هات، همیشه عمیق باشه و اندیشه‌برانگیز .

در پناه " او " باشی .
پاسخ سیدمرتضی قاضوی : سلام جناب خادم عزیزم؛
از اینکه مطلع شدم دست به قلم شدی در اسرع وقت اومدم خدمتت و خوشحالم که هستی..
ممنونم از اینکه تشریف آوردی..
T
شنبه 26 تیر 1395 03:52 ق.ظ

یک سوال . چرا روز قیامت ادم ها از یکدیگر فرار میکنن؟
پاسخ سیدمرتضی قاضوی : چیزی که ما درباره ش شنیدیم اینه که هر کسی اونجا فقط به فکر خودشه و شاید بخاطر اینکه هر کسی با واقعیتی که داره حضور پیدا می کنه از هم فرار می کنن تا واقعیت هاشون برای هم هویدا نشه..
فکر کن توی همین دنیا ما از واقعیت همدیگه خبر داشته باشیم! واقعا همینجا از هم فرار نمی کنیم؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر