تبلیغات
تبادل نظر - گفتگویی با سردار کوثری درباره همسر شهیدان همت و حمید باکری

گفتگویی با سردار کوثری درباره همسر شهیدان همت و حمید باکری

تاریخ:دوشنبه 13 اردیبهشت 1395-10:51 ب.ظ

* از خانواده‌های سرداران شهید همت و باكری بگویید؛ چه شد كه اینگونه موضع گرفتند و چند وقت اخیر اینگونه عمل كردند؟ 

همانطور كه می‌دانید ما الگو داریم در زندگی بزرگان و معصومین كه همسرانشان جدای از خودشان موضع گرفتند و مواردی را مطرح كرده‌اند. اینكه همسران چنین موضعی میگیرند چیزی نبوده كه برای اولین بار باشد. حتی نمونه‌هایی است كه حتی در زمان زنده بودن امام حسن و یا حتی بعضی از بزرگان چنین مواضعی روشن شده اما اینها كه در زمان فوت و بعد از سال‌هاست. اینكه همسران چنین موضعی گرفتند چیزی نیست كه بتوان به خود شهدا ربط داد و گفت كه موضع شهدا هم چنین بوده. 
چه شهید همت و چه شهید حمید باكری به تمام معنی ولایت‌مدار بودند و حاضر بودند تمام وجودشان را برای ولایت بگذارند كه اتفاقاً گذاشتند. ما خوشحال نیستیم كه همسران در این موضع افتادند؛ دوماً هم اینكه صلاح خودشان را خودشان می‌دانند. 
همه سعی كردند كاری كنند كه این افراد با استدلال و منطق كارشان را جلو ببرند نه با احساسات و تابع كسانی شوند كه به هیچ وجه نه دلسوز شهیدان همت و باكری هستند و نه دلسوز اینها؛ بلكه فقط می خواهند از اینها سوء استفاده كنند. اینها باید خیلی مواظب باشند كه از آنها سوء استفاده نشود. 

* از داستان ولایتمداری شهید همت خاطره و یا حرف ناگفته‌ای هست كه بیان شود؟ 

شهید همت در رابطه با ولایت تابع محض بودند. در زمان دفاع مقدس همه وجودشان را گذاشته بودند و همواره به فرماندهان و رزمندگان تحت نظرشان تاكید داشتند كه فرمان امام بی هیچ چون و چرایی لازم الاجراست. این نشان از درك بالا و ولایتمداری بالای شهید همت داشت. و بر همین اساس هم در سخت ترین وضعیت ها هم اگر بودند در همان مواقع حاضر می شدند و وارد عمل می شدند. 

* تقابلاتی بین خانواده های سببی و نسبی شهیدان وجود دارد. مردم چه موضعی باید در این قبال بگیرند؟ 

اصل قضیه این است كه اگر می خواهند شهید همت را بشناسند و او را ملاك قرار بدهند باید به این نكته توجه داشته باشند كه شهید همت حداقل 20 و چند سال با خانواده خودشان بودند و با همسرشان چیزی در حدود 2 سال بوده‌اند. این مساله ریشه دار بودن ولایت و ولایی بودن همت برگرفته از خانواده نسبی ایشان نشان می دهد و اینطور بوده كه حتی پدر و مادر همت هم در خاطراتشان عنوان می كنند كه وقتی ما به زیارت كربلا رفتیم محمد ابرهیم در كربلا به دنیا آمد و مادرش می گوید احساس كردم این پسر را خدا به ما هدیه داده است. 
بنده با خانواده و برادران شهید همت ارتباط داشتم و زمانی با برادر ایشان ولی‌الله همت همكار هم بوده ام و شناخت خوبی از آنها دارم و اینكه آنها همچنان در خط مذهب و ولایت هستند و شهید همت هم برگرفته از همان بوده و خانواده سببی ایشان اینگونه بوده كه در كردستان آشنا شدند و نهایتا به ازدواج انجامید. 
باید توجه داشت كه حاج همت در این مدت به دلیل وضعیت جنگ و عملیاتها زیاد نتوانست از نزدیك با همسر و بچه هایش نشست و برخاست تنگاتنگی داشته باشد. 
اگر همسر ایشان موضعی هم گرفته‌اند باید دقت كنیم كه اكنون 27 سال و یا دقیقتر 26سال و نیم از شهادت آن بزرگوار می‌گذرد و باید بگوییم كه خودشان به این تصمیم و موضع رسیده اند و نمیتوانند مواضع خودشان را به شهید همت نسبت دهند. 

* سردار! بعضی معتقدند عدم رسیدگی مسئولین سپاه به خانواده‌های ایشان و كمبود آنان به مرور زمان باعث چنین موضع‌گیری‌هایی شد. شما این مطلب را قبول دارید؟ 

باید بگوئیم كه این انتظارشان درست است. شاید آنچنان كه اینها انتظار داشتند سركشی نشده باشد ولی این نبوده كه به خانواده‌های دیگر بیش از اینها سركشی شده باشد. اما تا حد توان خود مسئولین كه چه در لشكر چه در نیروی زمینی و چه در سپاه بودند هم سركشی می‌كردند و هم مراسم یادبود می‌گرفتند. مخصوصاً برای شهید همت كه در تهران و شهید حمید و شهید مهدی باكری كه بچه‌های آذربایجان برایشان مراسم می‌گرفتند. 
حال اینكه چون خانواده هایشان اصفهان بودند و نمیتوانستند همه مراسم‌ها را بیایند و حضور پیدا كنند به این معنا نیست كه دعوت نامه‌ای ارسال نمی‌شد. 

* یعنی به طور مطلق خانواده ایشان در مراسم ها شركت نمی‌كردند؟ 

نه؛ به این شكل نبوده. پسرهایشان می آمدند و رابطه برقرار بود اما گاهی نمی‌توانستند شركت كنند. 

* شما بعد از شهید همت فرمانده لشكر 27 محمدرسول الله شدید؟ 

نه؛ دقیقا یك هفته قبل از شهادت شهید همت بنده زخمی شدم. در خیبر 6 تیر به من اصابت كرد. 4 تیر در شكم و یك تیر در پای راست و یك تیر در پای چپ. به همین دلیل آن موقع بنده را به عقب برگرداندند. یك هفته بعد حاج همت در جزیره شمالی شهید شدند. پیكرشان را به بیمارستان نجمیه تهران انتقال دادند و من آنجا با ایشان وداع كردم. 
بعد از شهادت شهید همت ما تا پایان جنگ نتوانستیم حتی به خانواده نسبی ایشان سر بزنیم. اما بلافاصله بعد از صدور قطعنامه رفتیم و به مدت چند دقیقه در شهرضا با خانواده ایشان دیدار كردیم. 
در قم خدمت خانواده سببی ایشان و شهید زین‌الدین و حمید و مهدی باكری رفتیم و سركشی كردیم و بعد از آن در اصفهان هم این روند ادامه داشت. همان زمان هم گله هایی داشتند. 

* بیشتر مباحث گله‌هایشان چه چیزهایی بود؟ 

تا آنجایی كه خاطرم است بیشتر همین بحث سركشی بود. ما این كار را وظیفه خود می دانستیم. اما چون در قم بودند و بعد هم كه به اصفهان رفتند سركشی سخت تر شد و شاید مثل خانواده هایی كه در تهران بودند به آنها سركشی نشد. 

* بعد از شهید همت چه كسی فرمانده لشكر شد؟ 

شهید عباس كریمی كه دقیقا یكسال بعد در اسفندماه سال 63 شهید شدند و بعد از ایشان شهید دستواره چند ماه سرپرست بودند و بعد از آن من حدود 14سال و نیم دقیقا از تاریخ 31/3/64 تا 13/7/87 در آنجا بودم. 

* جریان فتنه سال گذشته را چگونه ارزیابی می كنید و حركت نظام را در مقابله با این فتنه چگونه می‌ینید؟ 

باید بگوییم اگر تا سال گذشته بعضی شك داشتند الان دیگر باید برای همه مشخص شده باشد. البته برای من از قبل از انتخابات ریاست جمهوری گذشته مسجل بود كه فتنه بزرگی در پیش است ولی چون فتنه به صورتی است كه شاید هركسی نتواند درك كند. 
بالاخره چه در صدر اسلام و یا همین الان افرادی بودند كه جزو خودی ها محسوب می شدند و مسئولیت داشتند و چهره های موجهی هم در جامعه پیدا كرده بودند باید بگوییم كه برای خیلی ها سخت بود شناخت و یا كم و كیف شناخت فتنه اما به مرور زمان برای خیلی ها مشخص شد و از مجموعه فتنه جدا شدند. 
الان هم كه می گوییم هر روز روشن تر می شود به خاطر حمایت‌های علنی استكبار خصوصا آمریكا و رژیم صهیونیستی كه علنا اینها را حمایت می كنند. مثلا اینكه اعلام میكنند و اسامی 8 نفر از مسئولان نظام را می آورند كه حسابهای اینها مسدود است (كه اینها هیچكدام حسابی در آنجا ندارند) و اجازه سفر به آمریكا را از آنها می گیرند؛ از این بابت است كه اینها را در سركوب فتنه اخیر شناسایی كرده اند. 
پس اینها باید بفهمند كه فتنه دست خودشان بوده. ما می گوییم موسوی كروبی خاتمی و موسوی خوئینی‌ها سران فتنه هستند واینها آلت دست و بازیچه بوده اند. 

* آلت دست بودند؛ منظور رد اتهام از اینهاست؟ 

نخیر به هیچ وجه. منظور این است كه اینها با آگاهی این مسئله را پیگیری می كردند. اینها بازیچه آگاه بودند. شاید بتوان گفت در یكی دو ماه اول عمدی نبوده و بازی خورده بودند ولی بعد از انتخابات و مخصوصا بعد از صحبت های مقام معظم رهبری در نماز جمعه 29 خرداد سال گذشته به صورت عمدی وارد شدند و چیزی پنهان نمانده بوده. 
اسناد و مدارك هم از وزارت اطلاعات به كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ارائه شده كه نشان از كمكها و هزینه های هنگفت آمریكا و اسرائیل برای این موضوع دارد. آنها این كار را تا حد براندازی انجام دادند و الان هم در قالب جنگ نرم انجام می دهند. با این وجود دقیقا مشخص است كه سرمنشا این فتنه از كجا بوده است. 

* وضعیت فعلی آنها را چگونه ارزیابی می كنید؟ 

وضعیت فعلی با اختلافاتی كه با هم پیدا كردند و خیلی از عوامل عملیاتی شان از آنها بریده‌اند چون اینها نه توان مدیریت و نه توان هزینه كردن دارند. لذا اقداماتی كه استكبار می كند كه اینها را به حركت در بیاورد هم به خاطر این است كه اینها اصلا آمادگی و جرأت برای چنین فتنه بزرگی نداشتند و نمی توانند ادامه دهند. 

* تقریبا تكلیف اسامی كه نام بردید از آن سو و افراد همسو با نظام مشخص شده است. اما نكته ای كه در این میان كمی جای تامل دارد عملكرد نامتعارف و عدم استقلال آقای هاشمی رفسنجانی است. نقش آقای هاشمی رفسنجانی را چگونه ارزیابی می كنید؟ 

با ایشان در سال گذشته در كمیسیون امنیت ملی جلسه‌ای داشتیم. آنجا هم این مسئله را مطرح كردیم كه چقدر خوب بود بیانیه ای به حمایت از مقام معظم رهبری صادر می كردید و تنش را پائین می آوردید. اما بعد از صحبت ها ایشان گفتند: شما میدانید من در وضعیتی كه تحت فشار باشم بیانیه‌ای صادر نمی‌كنم. گفتم: چه فشاری؟ گفت: در وضعیتی كه فائزه را دستگیر كرده‌اند صدور بیانیه از جانب من به صلاح نیست. 

* یعنی آقای هاشمی نظام را تهدید كردند كه تا فائزه آزاد نشود بیاینه صادر نمی كنند؟ 

نخیر. 24 ساعت قبل از این دیدار فائزه آزاد شده بود. اما نگاه آقای هاشمی اینگونه بود. در پایان گفتیم اگر شما اختلاف‌ها را كنار بگذارید همه مشكلات حل می شود. ایشان گفت: من با كی اختلاف دارم؟ 
گفتم شما خوب می‌دانید منظور ما كیست؟ گفت: "من با آقا كه اختلافی ندارم. اما با احمدی نِژاد اختلاف دارم. من ایشان را فرماندار منصوب كردم. من ایشان را گذاشتم استاندار اردبیل. من ایشان را مطرح كردم. اگر احمدی‌نژاد بخواهد به همین منوال پیش برود من با او اختلاف دارم. " 
لذا انتظار می‌رفت آقای هاشمی مخصوصا در سال جدید با عنایت‌هایی كه مقام معظم رهبری نسبت به ایشان داشتند خیلی بهتر عمل می‌كردند و مواضع بهتری می گرفتند. 
و اما در رابطه با فرزندان ایشان بحث جدایی دارد. عده‌ای معتقدند بحث فرزندان آقای هاشمی به خود ایشان مربوط نمی‌شود. 

* نظر شما چیست؟ 

نخیر اصلا اینطور نیست. به این دلیل می‌گویم ایشان بهتر از این می‌توانستند عمل كنند. باید ایشان اعلام كنند كه اگر بچه‌های من جرمی مرتكب شده‌اند قوه قضائیه اختیار تام دارد به طور جداگانه رسیدگی كند.

منبع: http://meysamrashidi.blogfa.com/post-455.aspx 
----------------------
پـ.ن: عذرخواهی می کنم بخاطر طولانی بودن پست ولی برای من جالب بود و حس کردم شاید برای دوستان هم جالب باشد..


نوع مطلب : دیگر نوشت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
ف تیموری
سه شنبه 14 اردیبهشت 1395 02:20 ب.ظ
مطلبی که گذاشتین عالی....
ممکن یکی از سوالاتی باشه که ما تو ذهنمون داشتیم.....
پاسخ سیدمرتضی قاضوی : تشکر..
فکر می کنم میشه به جواب بعضی از سوالات در این نوشتار رسید..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر